ذکر
بسم الله الرحمن الرحیم
فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُواْ لِی وَلاَ تَکْفُرُونِ» مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و کفران نورزید.(سوره بقره 152)
ذکر خدا معنای وسیع و مصادیق فراوانی دارد. انسانی که در تمامی لحظات زندگی به یاد ذات پاکی است که سرچشمه تمام خوبیها و نیکها میباشد و به این وسیله روح و جان خود را پاک و روشن میسازد، خداوند نیز در تمامی مراحل زندگی و در اوج مشکلات و سختیها او را تنها نمیگذارد.
کسی که همواره به یاد خدا باشد، خداوند همنشین و جلیس او خواهد بود چنان که در حدیث قدسی به حضرت موسی (ع) فرمود: ای موسی؛ من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند، موسی سؤال کرد: روزی که هیچ پناهی نیست جز پناه تو چه کسی در پناه تو خواهد بود. فرمود: آنها که مرا یاد میکنند و من نیز آنان را یاری میکنم، و با هم دوستی میکنند در راه من، پس دوست دارم آنها را، اینان کسانی هستند که وقتی بخواهم به اهل زمین بدی برسانم، آنها را یاد کرده و به خاطر آنان بدی را دفع میکنم. ( چهل حدیث ص 287)
انسانی که پیوسته به یاد خداست، حب الهی در قلبش جای میگیرد. چنانچه در زندگی روزمره نیز چنین است که اگر انسان در تمامی ساعات و در تمامی افکار خود شخص خاصی را در خاطر داشته باشد، کم کم محبت او در قلبش حاکم می شود. من اکثر ذکر الله احبه هر کس زیاد خدا را یاد کند، محبت خداوند در قلبش حاکم میشود (میزان الحکمه، ص ۴۲۱، ج ۳٫)
آرامش و اطمینان گمشده انسان امروزی است که در آرزوی به دست آوردن آن میباشد قرآن کریم راه رسیدن به آرامش را به بشر معرفی مینماید . أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ همانا با یاد خدا دلها آرام میگیرد. ( سوره رعد 28)
بدیهی است توجه به مال و زندگی دنیوی در صورتی نهی شده است که انسان را از یاد خدا باز دارد و به عبارت دیگر؛ هدف انسان در زندگی توجه به آنها باشد ولی در صورتی که انسان مراقب نفس خویش باشد و از اینها به عنوان وسیله برای رسیدن به سعادت ابدی استفاده کند، نه تنها مذموم نیست بلکه سفارش هم شده است اما اگر علاقه افراطی به آنها سدی در میان انسان و خدا ایجاد کند، بزرگترین بلا محسوب میشود و خسرانی بزرگ است که در آیه شریفه به همین معنا اشاره شده است (اشاره به آیه 9 منافقون براساس تفسیر المیزان ج 19 ص 291)
ذکر واقعی همان معنا و تجسم عملی و عینی توکل به خداست که باعث آرامش می شود و یاد خدا به انسان آرامش و ذکرش انسان را پرهیزگار می کند.
حضرت علی (ع) در خطبه ای راجع به یاد و ذکر خدا چنین می فرمایند: ((و همانا ياد خدا از آن مردمانى است كه آن ياد را جايگزين جهان فانى كرده اند، نه كسب و كار، سرگرمشان ساخته و نه خريد و فروش ، ياد خدا را از دل آنان انداخته . روزهاى زندگى را بدان مى گذرانند و نهى و منع خدا را به گوش بى خبران مى خوانند. به داد فرمان مى دهند و خود نيز از روى داد دنيا را سپرى كرده و به آخرت در آمده اند و آنچه از پس دنيا است ديده اند و بر نهان برزخيان آگاهند كه چه مدتى است در آن به سر مى برند و قيامت وعده هايش را براى آنان محقق داشته است و آنان براى مردم دنيا از آن پرده برداشته اند. گويى مى بينند آن راكه مردم نمى بينند و مى شنوند آن راكه مردم نمى شنوند))
اگر ذكر دايمى باشد، انسان به جز فرمان
محبوب و راه او نمى خواهد. طاعت خدا را مى پذيرد و به ياد او انس مى گيرد.
امام على (عليه السلام ) در نامه خود به حارث همدانى او را بدين روش به
تربيت فراخوانده است: و عظم اسم الله اءن تذكره الا على حق ، واءكثر ذكر الموت و
ما بعد الموت
نام خدا را بزرگ شمارو آن را جز براى حق بر زبان ميار، مرگ و پس از مرگ را
فراوان ياد كن .
نيكوترين تذكر براى انسان ، ياد خداى مهربان و
رحمت هاى بى كران او است كه در ساماندهى تربيت ، نقشى بسيار تعيين
كننده دارد. اميرمؤمنان على (عليه السلام مردم را به اين روش نيكو
فراخوانده اند:افيضوا فى ذكر الله ؛ فانه اءحسن الذكر)
در بستر ياد خدا روان شويد كه نيكوترين ياد، ياد خدااست )
ياد خدا، انسان را از فرو غلطيدن در پستى
ها تباهى ها باز مى دارد و انسان را به راه راست رهنمون مى شود. با ياد
خدا و توكل بر او سخت ترين كارها سهل و آسان مى شود.
خير ما استنجحت به الاءمور ذكر الله سبحانه )بهترين
چيزى كه بدان كارها برآورده مى شود ياد خدا است)
اساسى ترين اصلاح ، اصلاح قلب است و اساس اصلاح قلب ، ياد خدا است .
اميرمؤمنان (عليه السلام ) مى فرمايند:اءصل صلاح القلب ، اشتغاله بذكر الله
)اساس
صلاح قلب در اشتغال به ياد خدا است)
هم چنين مى فرمايند:من صلح
مع الله سبحانه لم يفسد مع اءحد (هر كه رابطه خود را با خداى سبحان اصلاح كند،
رابطه اش با هيچ كس تباه نشود)
به يادآوردن نعمت ها و خداوندى كه سراسر رحمت است ، آدمى را از غفلت بيدار
ساخته و در همه ابعاد زندگى اش تحول ايجاد مى كند و انسان را مستعد دريافت
كمالات مى سازد. در پرتو ياد حق ، انسان از زندان دنيا آزاد مى شود و به
مرتبه صدق و راستى مى رسد، نشاط حقيقى مى يابد و به گلزارى از كمالات و
فضايل اخلاقى مبدل مى شود. ظاهر و باطن انسان دگرگون مى شود و از چاه تاريك
طبيعت به سوى حقيقت و ملكوت سفر مى كند.
یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اُذکُرُو اللهَ ذِکراً کَثِیراً وَ سَبِّحُوهُ بُکرَةً وَ اَصِیلاً :ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را فراوان یاد کنید و او را بامدادان وشامگاهان یاد کنید. (آیات 41 و 42 احزاب )
علاوه بر سفارش خداوند متعال در این آیه و ده ها مورد دیگر در احادیث نبوی و روایات ائمه معصومین علیهم السلام مبنی بر ترغیب و تشویق مؤمنین به یاد دائم خداوند متعال ،کلیۀ اساتید سیر و سلوک سالکان را به ذکر مداوم ترغیب کرده اند
اقسام ذکر
عرفای حقۀ شیعه ذکر خدا را از جهتی به دو
قسم تقسیم می کنند:ذکر خفی و ذکر جلی.و از جهتی دیگر به چهار قسم تقسیم می
کنند:1.ذکر لسانی 2.ذکر نفسی 3.ذکر خیالی 4.ذکر قلبی. و از همه مهمتر
ذکر قلبی است که دل دائم باید به یاد خدا باشد؛زیرا
در اثر مداومت آدمی رنگ و بوی خود را از دست می دهد و رنگ و بوی
محبوب را در خود می یابد.نکتۀ قابل ذکر این است که ذکر خدا جوراجور است.
مرحوم علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان می فرمودند:ذکر خدا عرض عریضی
دارد. به هر شکلی که انسان به یاد خدا باشد نیکوست . گاهی با تلاوت قرآن ،
گاهی با قرائت نماز واجب یا مستحبی ، گاهی با دعا و مناجات گاهی با اشعار
عارفانه ، گاهی در ضمن قصه های عاشقانه ی عرفانی ، گاهی به عربی گاهی به
زبان مادری ، همه ذکر خدایند .« ذکر تو به هر زبان که گویند خوش است
.»
سالک خدا جو خلوت با خدا را نباید از دست بدهد ودر شرائط مساعد روحی با
تلاوت مناجات های مأثوره از ائمه طاهرین علیهم السلام و یا در حالاتی که
روحیه ی گرایش به زمزمه اشعار عرفانی و مناجات فارسی دارد با خواندن آن ها
لحظاتی را با رب العالمین خلوت کند .
جز آن ساعت که با یاد تو بگذشت مرا در زندگانی حاصلی نیست
خلوت دو گونه
است : خلوت دل و خلوت تن . خلوت تن را خیلی آسان می شود جور کرد
. انسان اگر در اتاق خلوتی برود ، این خلوت تن می شود . ولی خلوت دل مشکل
است . ممکن است انسان در خلوت تن باشد ، ولی در خلوت دل نتواند قرار بگیرد
؛ کسی که در خلوت دل قرار می گیرد که غیر خدا را از دلش
بیرون کند ، ما سوی الله را از دلش جارو کند و بیرون
بیندازد .
ما شیعه مرتضی علی علیه السلام هستیم ، همان طوری که مولای متقیان از
خانه ی کعبه بت ها را شکست و بیرون ریخت ، ما هم باید بت های مختلفی که در
دلمان ساکن شده بشکنیم و بیرون بریزیم ، ما ملت ابراهیم خلیلیم ،ملت
ابراهیم بت شکن هستیم ، باید از آن بزرگواران ارث برده باشیم ، بت ها را
بشکنیم و بیرون بریزیم ؛ دل حریم خداست ؛ دل ، حرم حق است . امام جعفر صادق
علیه السلام فرمودند :
اَلقَلبُ حَرَمُ اللهِ فَلاَ تُسکِن حَرَمَ اللهِ غَیرَ الله)قلب حرم
خداست . در حرم خدا ، غیر خدا را ساکن منما(
از عارفی
پرسیدند که از کجا به این مقام رسیدی ؟ گفت : عمری بر در دروازه دل
نشستم و غیر دوست را راه ندادم . برای خلوت کردن دل برای خدا باید با
خطورات شیطانی مبارزه کرد . انسان تا هنگامی که نفی خواطر نکند نمی تواند
در نماز یا دعاها و یا در هنگام تلاوت قرآن حضور قلب پیدا کند و از عبادت
بهره کافی ببرد .برای نفی خواطر شیطانی می گویند : هیچ چیز
بهتر از ذکر خدا نیست.
وَ مَن یَعشُ عَن ذِکرِ الرَّحمنِ نُقَیِّض لَهُ شَیطَاناً فَهُوَ لَهُ
قَرِینٌ (زخرف-آیه 36)
هر کس از یاد خدا رو گردان شود شیطان را به سراغ او می فرستیم پس همواره
همنشین اوست .
چاره اش فقط ذکر خداست
این وبلاگ متعلق به گروه ختم قرآن طور سینا می باشد.هدف این گروه انس با قرآن کریم و تامل و تفکر و عمل به مفاهیم والای آن می باشد.