بسم الله الرحمن الرحیم

سوره مبارکه" طور"

1-نام آن‏: نام بلند و ماندگار اين سوره مباركه، نام كوهى است به نام «طور»، در صحراى سينا. اين كوه همان مكان مقدسى است كه حضرت موسى، آن پيامبر آزادى و ايمان، براى نماز و نيايش و مناجات و راز و نياز با خدا به آنجا مى‏رفت. اين واژه مقدس و اين نام الهام‏بخش از نخستين آيه اين سوره برگرفته شده است، چرا كه فرو فرستنده قرآن در آغازين آيات اين سوره مى‏فرمايد: و الطّور و كتاب مسطور فى رق منشور و البيت المعمور و السقف المرفوع و البحر المسجور انّ عذاب ربك لواقع

سوگند به كوه طور، و كتابى نگاشته شده، در صفحه‏اى گشوده و گسترده، و سوگند به آن خانه آباد و آزاد خدا، و به بام بلند آسمان و آن سقف برافراشته، و آن درياى سرشار و افروخته، آرى، به همه اين‏ها سوگند كه عذاب پروردگارت فرارسيدنى است و هيچ بازدارنده‏اى براى آن نيست.

2 - فرودگاه آن‏: آيات جانبخش اين سوره مباركه به باور همه مفسران و محدثان در سال چهارم از بعثت، در مكه و در كنار كهن‏ترين معبد توحيد و تقوا بر جان نورانى پيامبر فرود آمده است. اين نكته افزون بر اتفاق نظر مفسران، از حال و هواى آيات و فضاى حاكم بر آن نيز بر قرآن‏پژوهان آشكار است.

 3 - شمار آيه‏ها و واژه‏ها و حروف آن‏ : در مورد شمار آيه‏هاى آن، اندك تفاوت نظر ميان مفسران و قاريان پيشين وجود دارد؛ به گونه‏اى كه پاره‏اى از قاريان حجاز اين سوره را داراى 47 آيه، و قاريان بصره 48 آيه عنوان ساخته‏اند؛ امّا به باور قاريان كوفه وشام اين سوره 49 آيه دارد و ديدگاه مشهور و معروف همين ديدگاه است. و راز آن نيز اين است كه اين ديدگاه «و الطّور» را آيه‏اى جداگانه به حساب مى‏آورد. گفتنى است كه اين سوره از312 واژه و 1500 حرف ساخته شده است

 4- درباره سوره: اين سوره مباركه در مكه و در كنار كهن‏ترين معبد توحيد و تقوا و در آغازين سال‏هاى بعثت پيامبر نور، بر قلب مصفاى او فرود آمده است؛ به همين جهت بسان ديگر سوره‏هاى «مكى» بيشتر روى مسايل عقيدتى و پايه‏هاى فكرى سرمايه‏گذارى مى‏كند و در اين مايه‏ها سخن دارد، چرا كه اگر انديشه و دستگاه خرد يك انسان و جامعه‏اى در جهت مطلوب تغيير كند، از پى آن، گفتار و رفتار، جهت‏گيرى‏هاى و هدف‏ها و حتى عواطف و احساسات او نيز در راه شايسته و بايسته دگرگونى مى‏پذيرد؛ و راز پافشارى قرآن بر اصلاح انديشه‏ها و باورها و گرايش‏ها از اين نكته عميق و ظريف و دگرگون‏ساز سرچشمه مى‏گيرد. آغازين آيات اين سوره با سوگندهاى تكاندهنده و انديشاننده آغاز مى‏گردد و آن گاه از نشانه‏هاى رستاخيز و عذاب دردناك خدا براى حق‏ستيزان و ظالمان سخن دارد. آن گاه از پرواپيشگان و رعايت‏كنندگان مقررات خدا و حقوق انسان‏ها سخن دارد و پرتوى از نعمت‏هاى پرشكوهى را به تابلو مى‏برد كه خدا به آنان ارزانى داشته است، تا بدين وسيله با آن هشدارها و اين نويدهاى جانبخش، راه‏هاى شقاوت و ستم را مسدود ساخته، و راه‏هاى سعادت و رعايت حقوق و آزادى و امنيت را باز كند. سپس از آورنده قرآن و پيام‏رسان خدا سخن مى‏گويد و با اشاره به شگردهاى ناجوانمردانه استبدادگران و خودكامگان و انحصارگران قدرت و امكانات، كه در برابر هر نداى اصلاح‏طلبانه و هر دعوت آزاديخواهانه و بشردوستانه و خداجويانه‏اى آنها را به كار مى‏گيرند و با آن ساز و افزارها به ترور شخصيت خوبان و مخالفان ستم مى‏پردازند، آنها را برشمارد و رد مى‏كند و ساحت و دامان پيامبر آزادى و عدالت را از آن بافته‏هاى ظالمانه و تهمت‏هاى ناجوانمردانه پاك و پاكيزه مى‏سازد. از پى آن به پرتوى از دلايل توحيدگرايى و يكتاپرستى انگشت مى‏نهد و خداى يكتا را به بندگان خداجو و حق‏طلب وصف مى‏كند. بار ديگر پاره‏اى از نشانه‏هاى رستاخيز و سراى آخرت را وصف مى‏نمايد و در آيات پايانى نيز روى سخن را به پيامبر گرامى نموده و آن بزرگ‏آموزگار ايمان و اخلاص و بزرگ‏پرچمدار آزادى و نجات بشر را به شكيبايى و پايمردى و يارى‏جويى از سرچشمه قدرت‏ها براى ايجاد تحول مطلوب در جامعه و ساختن تاريخى ديگر براى انسان نيرو مى‏بخشد

5- ترجمه آیات: به نام خداوند بخشاينده مهربان‏ 1 - سوگند به [كوه‏] طور، 2 - و [به‏] كتابى نگاشته شده، 3 - در صفحه‏اى گشوده؛ 4 - و سوگند به آن خانه آباد [و الهام‏بخش خدا]؛ 5 - و سوگند به بام بلند آسمان [آن سقف برافراشته‏]، 6 - و [سوگند به‏] آن درياى لبريز [از آب‏]، 7 - [آرى، به همه اين نشانه‏هاى قدرت خدا سوگند] كه عذاب پروردگارت فرارسيدنى است؛ 8 - [و] هيچ بازدارنده‏اى براى آن نيست. 9 - روزى كه آسمان سخت به حركت [و هيجان‏] درآيد، 10 - و كوه‏ها روان گردند [و با زمين يكسان شوند]، 11 - پس در آن روز واى بر دروغ شمرندگان [وحى و رسالت‏]! 12 - همان كسانى كه در گردابى [از نادانى و غفلت و تعصب و خشونت فرو رفته و] بازى مى‏كنند. 13 - روزى كه با شدت [و قدرت‏] به سوى آتش [شعله‏ور] دوزخ رانده مى‏شوند، 14 - [و به آنان ندا مى‏رسد كه:] اين است همان آتشى كه دروغش مى‏شمرديد! 15 - آيا اين هم جادوست؟ يا شما [خودپرستانِ زورمدار ]نمى‏بينيد؟! 16 - به اين [آتش شعله‏ور] درآييد [و بسوزيد]، كه خواه شكيبايى ورزيد يا شكيبايى نورزيد براى شما يكسان است؛ [چرا كه‏] تنها در برابر آنچه انجام مى‏داديد كيفر داده مى‏شويد.

 6- نگرشى بر واژه‏ها:  طور: اين واژه در فرهنگ و زبان عرب به مفهوم كوه است، امّا هنگامى كه با «الف و لام» آمد، منظور كوه مشخصى است كه اين جا به نظر مى‏رسد كوهى باشد كه عبادتگاه و نيايش‏سراى حضرت موسى بود.  رَقّ: اين واژه از ماده «رقت» آمده كه در اصل به مفهوم ظريف و لطيف و درخشنده است و به كاغذ يا پوست آماده‏شده‏اى كه براى نوشتن از آن بهره مى‏برند نيز گفته مى‏شود. مسجور: اين واژه به مفهوم لبريز و سرشار آمده است؛ به همين جهت هنگامى كه گفته مى‏شود: «سجرت التنور» منظور اين است كه تنور را آكنده از آتش نمودم... برخى نيز آن را به مفهوم «برافروخته» گرفته‏اند. مور: به مفهوم تب و تاب، هيجان‏زدگى و رفت و آمد پديده‏ها آمده است. خوض: به مفهوم وارد شدن پا در آب و فرو رفتن آن آمده است، امّا در اينجا منظور غرق شدن در گرفتارى بيهوده است كه به آن تشبيه شده است. دعّاً: واژه «دع» به مفهوم دفع شديد و راندن با شدت و خشونت آمده است.

7- تفسير: آن روز موعود فرا خواهد رسيد خداى فرزانه سوره «ذاريات» را با هشدار از غذاب دردناك خود براى ستمكاران به پايان برد، اينك اين سوره را با چندين سوگند تكاندهنده و انديشاننده، كه از فرا رسيدن روز رستاخيز و تحقق آن هشدارهايى سخت دارد، آغاز مى‏كند. نخست مى‏فرمايد: وَ الطُّورِ سوگند به كوه طور، فرودگاه وحى موسى و نيايشگاه او. «واو» در آغاز آيه براى قسم آمده و آيات بعد هم بر آن پيوند مى‏خورد. به باور گروهى از مفسران پيشين از جمله «جبايى»، خداى فرزانه در آغازين آيه اين سوره به كوهى سوگند ياد مى‏كند كه در آن سرزمين مقدس با موسى سخن گفت. امّا به باور برخى از جمله «مجاهد» واژه «طور» به مفهوم كوه است، و خدا بدان دليل به كوه سوگند ياد مى‏كند كه انواع و اقسام نعمت‏هاى خويش را در آن به وديعت نهاده است. آن گاه به كتاب مورد نظرش سوگند ياد مى‏كند كه: وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ و سوگند به كتابى كه نگاشته شده است. در مورد اين كتاب ديدگاه‏ها يكسان نيست:

1- از ديدگاه برخى منظور كتابى است كه خدا آن را براى فرشتگان در آسمان نوشته است و در آن هر آنچه روى داده است و خواهد داد، همه و همه آمده است. 2 - امّا از ديدگاه برخى ديگر منظور قرآن شريف است كه در پيشگاه خدا و در لوح محفوظ نگاشته شده و منظور از «رقّ منشور» يا «در صفحه‏اى گشوده» نيز اشاره به همين كتاب شكوهبار و پرمعنويت است. 3 - از «فراء» آورده‏اند كه: منظور كارنامه انسان‏هاست كه روز رستاخيز به آنان ارائه مى‏گردد و آن گاه پاره‏اى آن را با دست راست و برخى با دست چپ خويش دريافت مى‏دارند. با اين بيان آيه مورد بحث بسان اين آيه است كه مى‏فرمايد: و نخرج له يوم القيامة كتاباً يلقاه منشوراً(19) و كارنامه هر انسانى را به گردن او آويخته‏ايم و روز رستاخيز براى او نامه‏اى كه آن را گشوده مى‏نگرد، بيرون مى‏آوريم. 4 - و از «كلبى» آورده‏اند كه منظور از اين كتاب، تورات است كه خدا آن را براى موسى نگاشته است. 5 - و پاره‏اى نيز بر آنند كه منظور از كتاب در آيه مورد بحث، قرآن شريف است كه مردم توحيدگرا و باايمان آن را مى‏نويسند و معارف و مفاهيم آن را از آيات پرمعنويت و انسان‏پرورش دريافت مى‏دارند.

 چرا سوگند به كوه و كتاب؟ چرا خداى فرزانه در آغازين آيات اين سوره به «طور» يا آن كوه الهام‏بخش و به كتاب سوگند ياد مى‏كند؟ به باور ما پاسخ آن روشن است، چرا كه همه كوه‏ها، به ويژه كوه طور كه فرودگاه وحى موسى و نمازگاه و مركز نيايش و راز و نياز او با خداست، از سويى در بر دارنده منافع بسيارى براى مردم و زندگى آنان است و از دگرسو مركز الهام و انديشه و سازندگى و معنويت و بركت براى خداجويان و حق‏طلبان عصرها و نسل‏هاست و سوگند به آن به منظور توجه دادن به منافع مادى و بركات معنوى آن و برانگيختن انسان‏هاى خردمند و خردورز به راز آفرينش زمين و كوه‏ها و نگرش بر قدرت بى‏كران خدا و نيز به ياد آوردن وحى و رسالت است. و سوگند به «كتاب» نيز به خاطر موقعيت و جايگاه بلند آن در زندگى انسان و در دين خداست

و مى‏افزايد: فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ در صفحه‏اى گشوده و گسترده. واژه «رَق» به مفهوم صفحه‏اى است كه بر آن چيزى را مى‏نگارند. از «ابوعبيده» آورده‏اند كه اين واژه به مفهوم ورق و ورقه است كه بر آن مى‏نويسند. پاره‏اى نيز بر آنند كه: بدان دليل اين واژه در آيه آمده است كه «رَقّ» از جالب‏ترين و بهترين چيزهايى بود كه در آن زمان بر روى آن نوشته‏هاى حكيمانه و يا كتاب‏هاى خوب را مى‏نوشتند. و واژه «منشور» نيز به مفهوم گشوده و گسترده آمده است. با اين بيان منظور اين است كه: و به كتاب نگاشته شده كه آن را مى‏گشايند و مى‏خوانند سوگند. و سوگندهاى خدا ادامه مى‏يابد كه: وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ و سوگند به آن خانه آباد و پرمعنويت خدا، در مورد «بيت المعمور» و تفسير آن ديدگاه‏ها متفاوت است: 1 - از ديدگاه «ابن عباس» و «مجاهد» منظور از آن خانه، خانه‏اى است در آسمان چهارم كه در برابر خانه كعبه است و فرشتگان با عبادت خويش آن را آباد ساخته‏اند.(20) 2 - از اميرمؤمنان آورده‏اند كه: هر روز هفتاد هزار فرشته به زيارت آن خانه مى‏روند و هرگز بار ديگر به سوى آن باز نمى‏گردند. 3 - گروهى از پيامبر آورده‏اند كه منظور از آن، نهرى است در آسمان دنيا و آسمان چهارم كه در آن آب حيات و زندگى روان است و هر بامداد و طلوع خورشيد، جبرئيل بر آن وارد مى‏گردد و پس از بيرون آمدن و تكان دادن خود هفتاد هزار قطره از او مى‏تراود و خدا از هر قطره، فرشته‏اى مى‏آفريند و همه آنان به «بيت المعمور» براى نماز و نيايش وارد مى‏گردند.  4 - و نيز از «ابن عباس» آورده‏اند كه منظور خانه‏اى است در آسمان دنيا كه به آن «صراخ» مى‏گويند. اين خانه درست محاذى و برابر خانه خدا در زمين است، به گونه‏اى كه اگر كسى از آنجا سقوط كند، روى بام كعبه خواهد افتاد... 5 - و از ديدگاه پاره‏اى منظور از آن، خانه كعبه است كه با انجام شايسته و بايسته حج آباد مى‏گردد، و اين همان نخستين خانه و مكان راز و نياز و عبادت است كه در روى زمين ساخته شد. در پنجمين آيه مورد بحث مى‏فرمايد: وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ‏ و سوگند به آن سقف برافراشته؛ به باور گروهى از مفسران از جمله «مجاهد» منظور از آن، آسمان بلند است كه بسان سقفى بر فراز زمين برافراشته شده است. و مى‏افزايد: وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ و سوگند به آن درياى سرشار و لبريز از آب؛ از «قتاده» آورده‏اند كه: منظور درياى لبريز از آب است. امّا از گروهى از جمله «مجاهد» آورده‏اند كه: منظور درياى برافروخته و گداخته، همانند تنور آتش است.(21) در اين مورد آورده‏اند كه: در روز رستاخيز درياها به جوش خواهند آمد و به گونه‏اى يكپارچه آتش خواهند شد. و پس از اين سوگندهاى چندگانه و در جواب آن‏ها مى‏فرمايد: إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ‏ آرى، به همه اين پديده‏هاى شگفت‏انگيز كه پرتوى از نشانه‏هاى قدرت بى‏كران خدا هستند، سوگند كه عذاب پروردگارت بى هيچ ترديدى فرا خواهد رسيد و شرك‏گرايان و ظالمان به كيفر گفتار و رفتار ناپسند و پايمال ساختن حقوق انسان‏ها گرفتار آن خواهند شد. و مى‏افزايد: ما لَهُ مِنْ دافِعٍ‏ و هيچ كس و هيچ قدرتى نمى‏تواند اين عذاب را از ستمكاران دور سازد و آنان را در برابر كيفر كردار زشت‏شان يارى كند.

در ادامه آيات قرآن شريف در اشاره به هنگامه فرا رسيدن اين عذاب و آن روز سخت مى‏فرمايد: يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً اين عذاب مرگبار براى ستمكاران و ظالمان روزى خواهد بود كه آسمان در تب و تاب افتد و به شدت به لرزه و حركت درآيد. به باور پاره‏اى روزى كه آسمان به شدت دور زند. امّا به باور پاره‏اى ديگر روزى كه آسمان سخت به هيجان درآيد. از ديدگاه برخى روزى كه آسمان موج زند، و از ديدگاه برخى ديگر روزى كه آسمان به حركت درآيد و سخت بچرخد. آن گاه مى‏افزايد: وَ تَسِيرُ الْجِبالُ سَيْراً و كوه‏ها روان گردند و پس از كنده شدن از جاى خود، به گونه‏اى متلاشى شوند كه با زمين يكسان شوند.(22) برخى از خصلت‏هاى نكوهيده مخالفان وحى و رسالت‏ سپس در هشدار به مخالفان ستيزه‏گر و اصلاح ناپذير وحى و رسالت و پايمال‏كنندگان حقوق انسان‏ها مى‏فرمايد: فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ‏ پس در آن روز واى بر دروغ شمرندگان وحى و رسالت. در آغاز آيه «فا» براى نتيجه و به مفهوم مجازات مى‏باشد و تقدير آيه اين گونه است: «اذا كان هذا فويل لمن يكذب الله و رسوله» اينك كه چنين است، پس واى به حال آن كسانى كه خدا و پيام‏آور او را تكذيب مى‏كنند. در ادامه آيات در اشاره به برخى خصلت‏هاى نكوهيده مخالفان اصلاح ناپذير وحى و رسالت و پايمال‏كنندگان حقوق انسان‏ها مى‏فرمايد: الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ‏ همان كسانى كه در گردابى از پندارها و بافته‏هاى باطل و بى‏اساس خود فرو رفته و با غفلت و بى‏خبرى بازى مى‏كنند. آن بافته‏هاى ناروا و بى‏اساسى كه كفرگرايان و ظالمان بدان سرگرم مى‏گردند، عبارت است از، انكار روز رستاخيز و حسابرسى، نفى پاداش و كيفر، و دروغ انگاشتن وحى و رسالت و پيام خدا و پيامبران بزرگ او

  و نيز در ترسيم بيشتر چگونگى روز رستاخيز مى‏افزايد: يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلى‏ نارِ جَهَنَّمَ دَعًّا روزى كه اين تكذيب‏كنندگان خدا و پيام و پيام‏آور او با شدت و قدرت به سوى آتش دوزخ رانده مى‏شوند. به باور پاره‏اى منظور اين است كه: روزى كه اين دروغ‏انگارندگان خدا و پيامبر و پيام او با خشونت و تندى، به كيفر قانون‏شكنى و بيدادشان، به سوى آتش شعله‏ور دوزخ افكنده مى‏شوند. «مقاتل» مى‏گويد: منظور از اين افكندن به آتش آن است كه: دست‏هاى اين ظالمان را بر گردنشان قفل نموده و سرهايشان را ميان دو پايشان قرار مى‏دهند، آن گاه آنان را بر چهره‏هايشان به آتش دوزخ مى‏افكنند. و در آيه بعد سخن نگهبانان آتش را ترسيم مى‏كند كه به هنگام افكنده شدن آنان به درياى آتش ندا مى‏دهند كه: هذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ‏ اين همان آتش شعله‏ورى است كه شما حق‏ستيزان و خودكامگان در هنگامه مستى قدرت و ثروت خويش در دنيا آن را دروغ مى‏انگاشتيد. آن گاه با كيفر و عذاب آنان به وسيله همان آتش شعله‏ور به آنان ندا مى‏دهند كه: أَ فَسِحْرٌ هذا آيا اين هم افسون و جادو است كه اينك در كام آن مى‏سوزيد؟ أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ‏ و يا شما خودپرستان تبهكار نمى‏بينيد؟ اين گفتار و اين نكوهش بدان دليل است كه آنان به پيامبران، مارك ساحر و افسونگر مى‏زدند و روز رستاخيز را دروغ مى‏شمردند. مگر نه اين است كه شرك‏گرايان عصر رسالت، پيامبر گرامى اسلام را ساحر و افسونگر مارك مى‏زدند و مى‏گفتند

  او چشم‏بندى مى‏كند و ما را افسون مى‏نمايد. پس از آن كه شرك‏گرايان و ظالمان با چشم خويش وعده عذابى را كه پيامبران مى‏دادند، تماشا كردند، با سرزنش بسيار به آنان گفته مى‏شود: اصْلَوْها فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا سَواءٌ عَلَيْكُمْ‏ در اين آتش شعله‏ور و سوزان درآييد و طعم تلخ آن را بچشيد، كه خواه بر اين عذاب دردناك شكيبايى ورزيد يا نورزيد و بى‏تابى كنيد، براى شما يكسان است. إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‏ چرا كه تنها در برابر آنچه انجام مى‏داديد، كيفر داده مى‏شويد. آرى، شما در دنيا وحى و رسالت را انكار كرديد، حساب و حسابرسى روز رستاخيز و كيفر و پاداش آن را به ريشخند گرفتيد، مرزهاى مقررات خدا را شكستيد و حقوق انسان‏ها را با خودسرى  و خشونت پايمال ساختيد؛ اينك اين عذاب دردناك، كيفر آن جنايت‏هاى شماست، اين را بچشيد