أَقِمِ الصَّلاَةَ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا ﴿78﴾
نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب برپادار و [نيز] نماز صبح را زيرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان] است
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا ﴿79﴾
پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو [به منزله] نافلهاى باشد اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند
وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا ﴿80﴾
و بگو پروردگارا مرا [در هر كارى] به طرز درست داخل كن و به طرز درستخارج ساز و از جانب خود براى من تسلطى يارىبخش قرار ده
وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ﴿81﴾
و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است
( سوره الإسراء، آیات 78 تا 81)
در آيات مورد بحث به مساله نماز و توجه به خدا و نيايش مى پردازد، كه عامل موثرى براى مبارزه با شرك است ، و وسيله اى براى طرد هر گونه وسوسه شيطانى از دل و جان آدمى . آرى نماز است كه انسان را به ياد خدا مى اندازد، گرد و غبار گناه را از دل و جانش مى شويد و وسوسه هاى شيطانى را طرد مى كند. نخست مى گويد: ((نماز را برپا دار، به هنگام زوال آفتاب ، تا نيمه شب ، و همچنين قرآن فجر (نماز صبح ) را، چرا كه اين نماز مورد توجه فرشتگان شب و روز است )) (اقم الصلوة لدلوك الشمس الى غسق الليل و قرآن الفجر ان قرآن الفجر كان مشهودا). ((دلوك شمس )) به معنى زوال آفتاب از دائره نصف النهار است كه وقت ظهر مى باشد، و در اصل از ماده ((دلك )) به معنى ماليدن گرفته شده ، چرا كه انسان در آن موقع بر اثر شدت تابش آفتاب چشم خود را مى مالد، و يا از دلك به معنى متمايل شدن است چرا كه خورشيد در اين موقع از دائره نصف النهار به سمت مغرب متمايل مى شود و يا اينكه انسان ، دست خود را در مقابل آفتاب حائل مى كند، گوئى نور آن را از چشم خود كنار مى زند و متمايل مى سازد. به هر حال در روايتى كه از منابع اهل بيت (عليهم السلام ) به ما رسيده ((دلوك )) به همين معنى زوال خورشيد تفسير شده است ، در روايتى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم كه ((عبيد بن زراره )) از تفسير همين آيه از امام ، (عليه السلام ) سؤ ال كرد امام فرمود: ((خداوند)) چهار نماز بر مسلمانان واجب كرده است كه آغاز آن وقت زوال شمس (ظهر) و پايان آن نيمه شب است )). <وسائل جلد 3 صفحه 115> در روايت ديگرى از امام باقر (عليه السلام ) در تفسير همين آيه هنگامى كه زراره محدث بزرگ شيعه از آن سؤ ال كرد چنين فرمود: دلوكها زوالها، غسق الليل الى نصف الليل ، ذلك اربع صلوات وضعهن رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و وقتهن للناس و قرآن الفجر صلوة الغداة : ((دلوك شمس به معنى زوال آن (از دائره نصف النهار) است ، و غسق الليل به معنى نيمه شب است ، اين چهار نماز است كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آنها را براى مردم قرار داد و توقيت نمود، و قرآن الفجر اشاره به نماز صبح است )). <نورالثقلين جلد 3 صفحه 205> البته بعضى از مفسران ، احتمالات ديگرى در معنى دلوك داده اند كه قابل ملاحظه نيست . و اما ((غسق الليل )) با توجه به اينكه غسق شدت ظلمت است ، و تاريكى شب در نيمه شب از هر وقت متراكمتر مى باشد اين كلمه روى هم رفته ((نيمه شب )) را مى رساند. ((قرآن )) به معنى چيزى است كه قرائت مى شود و ((قرآن فجر)) روى هم رفته اشاره به نماز فجر است . به همين دليل آيه فوق از آياتى است كه اشاره اجمالى به وقت نمازهاى پنجگانه مى كند، و با انضمام به ساير آيات قرآن در زمينه وقت نماز است ، و روايات فراوانى كه در اين رابطه وارد شده ، وقت نمازهاى پنجگانه دقيقا مشخص مى شود. البته توجه به اين نكته لازم است كه بعضى از آيات قرآن تنها اشاره به يك نماز كرده ، مانند حافظوا على الصلوات و الصلوة الوسطى (بقره - 238) كه نماز وسطى طبق تفسير صحيح همان نماز ظهر است . و گاهى اشاره به وقت سه نماز از نمازهاى پنجگانه كرده ، مانند و اقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من الليل (هود - 114) كه ((طرف النهار)) اشاره به نماز صبح و مغرب و ((زلفا من الليل )) اشاره به نماز عشا است . و گاهى اوقات هر پنج نماز را اجمالا بيان مى كند، مانند آيه مورد بحث (شرح بيشتر در اين زمينه را در جلد نهم تفسير نمونه ذيل آيه 114 سوره هود صفحه 265 بیان شده است ). به هر حال جاى ترديد نيست كه جزئيات اوقات نمازهاى پنجگانه در اين آيات بيان نشده ، بلكه مانند بسيارى ديگر از احكام اسلامى تنها به كليات قناعت شده و شرح آن در سنت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و امامان راستين آمده است . نكته ديگرى كه در اينجا باقى مى ماند اين است كه آيه فوق مى گويد: ان قرآن الفجر كان مشهودا: ((نماز صبح مورد مشاهده است )) اكنون اين سؤ ال پيش مى آيد كه مشاهده چه كسانى ؟ رواياتى كه در تفسير اين آيه به ما رسيده مى گويد مشهود ملائكه شب و روز است ، زيرا در آغاز صبح فرشتگان شب كه مراقب بندگان خدايند جاى خود را به فرشتگان روز مى دهند، و چون نماز صبح در همان آغاز طلوع انجام مى گيرد هر دو گروه آنرا مشاهده كرده و بر آن گواهى مى دهند. اين روايات را دانشمندان شيعه و اهل تسنن هر دو نقل كرده اند. از جمله (طبق نقل تفسير روح المعانى ) احمد و نسائى و ابن ماجه و ترمذى و حاكم از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نقل كرده اند كه در تفسير اين جمله فرمود: تشهده ملائكة الليل و ملائكة النهار. <تفسير روح المعاني جلد 15 صفحه 126> محدث معروف اهل سنت بخارى و مسلم نيز همين معنى را در صحيح خود نقل كرده اند. <تفسير روح المعاني جلد 15 صفحه 126> براى آگاهى از احاديث اهلبيت (عليهمالسلام ) به تفسير نور الثقلين جلد سوم ذيل آيه مورد بحث مراجعه نمائيد. از اين تعبير به خوبى روشن مى شود كه بهترين موقع براى اداى نماز صبح همان لحظات آغاز طلوع فجر است . بعد از ذكر نمازهاى فريضه پنجگانه اين چنين اضافه مى كند ((پاسى از شب را از خواب برخيز و قرآن بخوان )) (و من الليل فتهجد به ). <-«تهجد» از ماده «هجود» در اصل - چنانکه راغب در مفردات مي گويد - به معني خواب است ، ولي هنگامي که به باب تفعل مي رود معني از بين بردن خواب و انتقال به حالت بيداري آمده است ، ضمير در «تهجد به» به قرآن بر مي گردد يعني قسمتي از شب را بيدار باش و قرآن بخوان ، ولي اين کلمه بعدا در لسان اهل شرع به معني نماز شب به کار رفته است و متهجد به کسي مي گويند که نماز شب مي خواند> مفسران معروف اسلامى اين تعبير را اشاره به نافله شب كه در فضيلت آن روايات بيشمارى وارد شده است دانسته اند، هر چند آيه صراحت در اين مساله ندارد ولى با قرائن مختلفى كه در دست است اين تفسير روشن به نظر مى رسد. سپس مى گويد: ((اين يك برنامه اضافى است ، علاوه بر نمازهاى فريضه براى تو)) (نافلة لك ) بسيارى اين جمله را دليل بر آن دانسته اند كه نماز شب بر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) واجب بوده است ، زيرا ((نافله )) به معنى ((زياده )) است ، اشاره به اينكه اين فريضه اضافى مربوط به تو است . بعضى ديگر معتقدند كه نماز شب بر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) قبلا واجب بوده است بقرينه آيات سوره مزمل ، سپس آيه فوق ، آن را نسخ كرده و مستحب بودن آن را اعلام كرده است . ولى اين تفسير، ضعيف به نظر مى رسد، چرا كه نافله در اصل ، به معنى مصطلح امروز يعنى ((نماز مستحب )) نبوده ، بلكه به معنى زياده و اضافه است ، و مى دانيم كه نماز شب هر گاه بر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) واجب بوده باشد اضافه بر فرائض يوميه است . به هر حال در پايان آيه نتيجه اين برنامه الهى روحانى و صفابخش را چنين بيان مى كند: ((باشد كه در پرتو اين عمل ، خداوند تو را به ((مقام محمود)) مبعوث كند)) (عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا). بدون شك ((مقام محمود)) مقام بسيار برجسته اى است كه ستايش برانگيز است (چرا كه محمود از ماده حمد به معنى ستايش مى باشد). و از آنجا كه اين كلمه به طور مطلق آمده است ، شايد اشاره به اين باشد كه ستايش همگان را از اولين و آخرين متوجه تو ميكند. روايات اسلامى ، اعم از روايات اهلبيت (عليهم السلام ) و رواياتى كه از طرق برادران اهل تسنن نقل شده است مقام محمود را به عنوان مقام شفاعت كبرى تفسير كرده است ، چرا كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بزرگترين شفيعان در عالم ديگر است و آنها كه شايسته شفاعت باشند، مشمول اين شفاعت بزرگ خواهند شد. آيه بعد به يكى از دستورات اصولى اسلام كه از روح ايمان و توحيد، سر چشمه مى گيرد اشاره كرده مى گويد: ((بگو پروردگارا! ورود مرا در هر كار نيز صادقانه قرار ده )) (و قل رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق ) <مدخل» و «مخرج» در اينجا به معني «ادخال» و «اخراج» است ، و معني مصدري را مي رساند> هيچ كار فردى و اجتماعى را جز با صدق و راستى آغاز نكنم ، همچنين هيچ برنامه اى را جز به راستى پايان ندهم ، راستى و صداقت و درستى و امانت ، خط اصلى من در همه كارها باشد و آغاز و انجام همه چيز با آن صورت گيرد. گر چه مفسران بعضا خواسته اند مفهوم وسيع اين آيه را در مصداق يا مصاديق معينى محدود سازند، از جمله ورود به مدينه و خروج از آن به مكه ، يا دخول در قبر و خروج از آن به هنگام رستاخيز، و يا مانند اينها، ولى پر واضح است كه تعبير جامع فوق هيچگونه محدوديتى در آن نيست ، تقاضائى است براى ورود و خروج صادقانه در همه چيز، در همه كار، و در هر برنامه . در حقيقت رمز اصلى پيروزى در همين جا نهفته شده است و راه و روش انبياء و اولياى الهى همين بوده كه فكرشان ، گفتارشان و اعمالشان از هر گونه غش و تقلب و خدعه و نيرنگ و هر چه بر خلاف صدق و راستى است پاك باشد. اصولا بسيارى از بدبختيهائى كه امروز با چشم خود مى بينيم كه دامنگير افراد و اقوام و ملتها شده به خاطر انحراف از همين اصل است ، گاهى پايه اصلى كارشان بر اساس دروغ و نيرنگ است ، و گاه كه ورودشان در كارها بر اساس راستى است اين خط اصيل را تا پايان حفظ نمى كنند، و همين عامل شكست آنها خواهد بود. دومين اصل كه از يك نظر ميوه درخت توحيد، و از نظر ديگر نتيجه ورود و خروج صادقانه در كارها است ، همانست كه در پايان آيه به آن اشاره شده است : ((خداوندا براى من از سوى خودت سلطان و ياورى قرار ده )) (و اجعل لى من لدنك سلطانا نصيرا). چرا كه من تنها هستم ، و به تنهائى كارى نمى توان انجام داد، و با اتكاء بر قدرتم در برابر اينهمه مشكلات پيروز نخواهم شد، تو مرا يارى كن و تو ياورانى براى من فراهم ساز. به من منطقى نيرومند، دلائلى دندانشكن در برابر دشمنان ، دوستانى جانباز، اراده اى قوى ، فكرى روشن ، عقلى سرشار كه همه ياوران من در اين راه خواهند بود مرحمت فرما، كه جز تو كسى قادر بر اين كار نيست . و از آنجا كه به دنبال ((صدق )) و ((توكل )) كه در آيه قبل به آن اشاره شد، اميد به پيروزى قطعى ، خود عامل ديگرى براى موفقيت است در آخرين آيه مورد بحث به پيامبرش مى گويد: ((بگو حق فرا رسيد و باطل مضمحل و نابود شد)) (و قل جاء الحق و زهق الباطل ). <زهق از ماده «زهوق» به معني اضمحلال و هلاک و نابودي است ، و «زهوق» (بر وزن قبول) صيغه مبالغه و به معني چيزي است که به طور کامل محو و نابود مي شود> اصولا طبيعت باطل همين است كه مضمحل و نابود شدنى است (ان الباطل كان زهوقا). باطل جولانى دارد ولى دوام و بقائى نخواهد داشت ، و سرانجام پيروزى از آن حق و طرفداران و پيروان حق خواهد بود.
نکاتی پیرامون این آیات:
الف - نماز شب يك عبادت بزرگ روحانى غوغاى زندگى روزانه از جهات مختلف ، توجه انسان را به خود جلب مى كند و فكر آدمى را به واديهاى گوناگون مى كشاند، به طورى كه جمعيت خاطر و حضور قلب كامل ، در آن بسيار مشكل است ، اما در دل شب و به هنگام سحر و فرو نشستن غوغاى زندگى مادى ، و آرامش روح و جسم انسان در پرتو مقدارى خواب ، حالت توجه و نشاط خاصى به انسان دست مى دهد كه بى نظير است . آرى در اين محيط آرام و دور از هر گونه ريا و تظاهر و خودنمائى و توام با حضور قلب حالت توجهى به انسان دست مى دهد كه فوق العاده روح پرور و تكامل آفرين است . به همين دليل دوستان خدا هميشه از عبادتهاى آخر شب ، براى تصفيه روح و حيات قلب و تقويت اراده و تكميل اخلاص ، نيرو مى گرفته اند. در آغاز اسلام نيز پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) با استفاده از همين برنامه روحانى مسلمانان را پرورش داد، و شخصيت آنها را آنقدر بالا برد كه گوئى آن انسان سابق نيستند، يعنى از آنها انسانهاى تازه اى آفريد، مصمم ، شجاع ، باايمان ، پاك و بااخلاص و شايد مقام محمود كه در آيات فوق به عنوان نتيجه نافله شب آمده است اشاره به همين حقيقت نيز باشد. بررسى رواياتى كه در منابع اسلام در فضيلت نماز شب وارد شده نيز روشنگر همين حقيقت است ، به عنوان نمونه : 1 - پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى فرمايد: خيركم من اطاب الكلام و اطعم الطعام و صلى بالليل و الناس نيام : ((بهترين شما كسانى هستند كه در سخن گفتن مودبند گرسنگان را سير مى كنند و در شب در آن هنگام كه مردم خوابند نماز مى خوانند)). <بحارالانوار جلد 87 صفحه 142 تا 148> امير مؤ منان على (عليه السلام ) مى فرمايد: قيام الليل مصحة للبدن و مرضاة للرب عز و جل و تعرض للرحمة و تمسك باخلاق النبيين : ((قيام شب موجب صحت جسم و خشنودى پروردگار و در معرض رحمت او قرار گرفتن و تمسك به اخلاق پيامبران است )). <بحارالانوار جلد 87 صفحه 142 تا 148> 3 - امام صادق (عليه السلام ) به يكى از يارانش فرمود: لا تدع قيام الليل فان المغبون من حرم قيام الليل : ((دست از قيام شب برمدار، مغبون كسى است كه از قيام و عبادت شب محروم گردد)). <بحارالانوار جلد 87 صفحه 142 تا 148> 4 - رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى فرمايد: من صلى بالليل حسن وجهه بالنهار: ((كسى كه نماز شب بخواند صورت (و سيرتش ) در روز نيكو خواهد بود)). <بحارالانوار جلد 87 صفحه 142 تا 148> حتى در بعضى از روايات مى خوانيم كه اين عبادت بقدرى اهميت دارد كه جز پاكان و نيكان موفق به آن نمى شوند!. 5 - مردى نزد على امير مؤ منان (عليه السلام ) آمد و عرض كرد، من از نماز شب محروم شدم ، على (عليه السلام ) فرمود: انت رجل قد قيدتك ذنوبك : ((تو كسى هستى كه گناهانت تو را به بند كشيده است ))! <بحارالانوار جلد 87 صفحه 142 تا 138> 6 - در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم : ان الرجل ليكذب الكذبة و يحرم بها صلوة الليل فاذا حرم بها صلوة الليل حرم بها الرزق : ((انسان گاهى دروغ مى گويد و سبب محروميتش از نماز شب مى شود، هنگامى كه از نماز شب محروم شد از روزى (و مواهب مادى و معنوى ) نيز محروم مى شود)). <همان مدرک> 7 - با اينكه مى دانيم كسى همچون على (عليه السلام ) هرگز ترك نماز شب نمى كرد در عين حال اهميت موضوع تا آن پايه است كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در وصايايش به او فرمود: اوصيك فى نفسى بخصال فاحفظها - ثم قال اللهم اعنه -… و عليك بصلوة الليل ، و عليك بصلوة الليل ، و عليك بصلوة الليل ! تو را به امورى سفارش مى كنم همه را حفظ كن - سپس فرمود: خداوندا! او را بر انجام اين وظائف يارى فرما - تا آنجا كه فرمود: بر تو باد به نماز شب ، بر تو باد به نماز شب بر تو باد به نماز شب ! <وسائل الشيعه جلد 5 صفحه 268> 8 - پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به جبرئيل فرمود: مرا پند ده جبرئيل گفت : يا محمد عش ما شئت فانك ميت ، و احبب ما شئت فانك مفارقه ، و اعمل ما شئت فانك ملاقيه ، و اعلم ان شرف المومن صلوته بالليل ، و عزه كفه عن اعراض الناس : ((اى محمد هر چه مى خواهى عمر كن اما بدان كه سرانجام خواهى مرد، و به هر چه مى خواهى دل ببند اما بدان سرانجام از آن جدا خواهى شد، و هر عملى مى خواهى انجام ده ولى بدان سرانجام ، عملت را خواهى ديد، و نيز بدان كه شرف مومن نماز شب او است ، و عزتش خوددارى از ريختن آبروى مردم است )). <وسائل الشيعه جلد 5 صفحه 269> اين اندرزهاى ملكوتى جبرئيل كه همه حساب شده است نشان ميدهد كه نماز شب آنچنان شخصيت و تربيت و روحانيت و ايمانى به انسان ميدهد كه مايه شرف و آبروى او است همانگونه كه ترك مزاحمت نسبت به مردم ، سبب عزت خواهد شد 9 - امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: ثلاثة هن فخر المؤ من و زينة فى الدنيا و الاخرة ، الصلوة فى آخر الليل و ياسه مما فى ايدى الناس و ولاية الامام من آل محمد: سه چيز است كه افتخار مؤ من و زينت او در دنيا و آخرت است نماز در آخر شب ، و بى اعتنائى به آنچه در دست مردم است ، و ولايت امام از اهلبيت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ). <بحارالانوار جلد 87 صفحه 140> 10 - از همان امام نقل شده كه فرمود: هر كار نيكى كه انسان با ايمان انجام مى دهد پاداشش در قرآن صريحا آمده جز نماز شب كه خداوند به خاطر اهميت فوقالعاده اش آنرا با صراحت بيان نفرموده ، همينقدر فرموده است : تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ينفقون - فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين جزاء بما كانوا يعملون : آنها شب هنگام از بسترها برميخيزند و پروردگارشان را با بيم و اميد ميخوانند و از آنچه به آنها روزى داده ايم انفاق ميكنند، اما هيچكس نميداند خداوند چه پاداشهائى كه موجب روشنى چشمها ميشود در برابر اعمالشان قرار داده است . <بحارالانوار جلد 87 صفحه 140> البته نماز شب آداب فراوانى دارد ولى بد نيست ساده ترين صورت آنرا در اينجا بياوريم تا عاشقان اين عمل روحانى بتوانند بهره بيشتر گيرند، نماز شب بطور كاملا ساده يازده ركعت است كه به ترتيب ذيل به سه بخش تقسيم ميشود. الف - چهار نماز دو ركعتى كه مجموعا هشت ركعت ميشود و نامش نافله شب است . ب - يك نماز دو ركعتى كه نامش نافله شفع است . ج - نماز يك ركعتى كه نامش نافله وتر است ، و طرز انجام اين نمازها درست همانند نماز صبح مى باشد، ولى اذان و اقامه ندارند و قنوت وتر را هر چه طولانيتر كنند بهتر است . <جمعي از فقهاء احتياط کرده اند که در نماز شفع قنوت نخوانند و يا به قصد رجاء بخوانند>
ب- مقام محمود چيست ؟ مقام محمود چنانكه از لفظش پيداست معنى وسيعى دارد كه شامل هر مقامى كه درخور ستايش باشد ميشود ولى مسلما در اينجا اشاره به مقام ممتاز و فوق العادهاى است كه براى پيامبر در سايه عبادتهاى شبانه و نيايش در دل سحر حاصل ميشده است . معروف در ميان مفسرين - چنانكه سابقا گفتيم - اين است كه اين مقام همان شفاعت كبراى پيامبر است . اين تفسير در روايات متعددى نيز وارد شده است : در تفسير عياشى از امام باقر (عليه السلام ) يا امام صادق (عليه السلام ) ميخوانيم كه در تفسير جمله عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا فرمود: هى الشفاعة بعضى از مفسران كوشش كرده اند كه از مفهوم خود آيه اين حقيقت را دريابند: آنها معتقدند كه جمله عسى ان يبعثك دليل بر اين است كه اين مقامى است كه خدا در آينده به تو خواهد داد. مقامى است كه ستايش همگان را برمى انگيزد، زيرا سودش به همگان ميرسد، (چرا كه محمود در جمله بالا مطلق است و هيچگونه قيد و شرطى ندارد). از اين گذشته حمد و ستايش در برابر يك عمل اختيارى است ، و چيزى كه واجد همه اين صفات باشد چيزى جز شفاعت عامه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نيست . <-«الميزان» جلد 1 صفحه 178> اين احتمال نيز وجود دارد كه مقام محمود همان نهايت قرب به پروردگار است كه يكى از آثارش شفاعت كبرى ميباشد (دقت كنيد). گرچه مخاطب در اين آيه ظاهرا پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است ، ولى از يك نظر ميتوان حكم آن را تعميم داد و گفت همه افراد با ايمان كه برنامه الهى روحانى تلاوت و نماز شب را انجام ميدهند سهمى از مقام محمود خواهند داشت ، و به ميزان ايمان و عمل خود به بارگاه قرب پروردگار راه خواهند يافت ، و به همان نسبت ميتوانند شفيع و دستگير واماندگان در راه شوند. زيرا مى دانيم هر مؤ منى در شعاع ايمان خود از مقام شفاعت برخوردار خواهد بود، ولى مصداق اتم و اكمل اين آيه شخص پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است .
ج- عوامل سه گانه پيروزى غالبا در ميدانهاى مبارزه حق و باطل لشكر باطل از عده و عده بيشترى برخوردار است ، و در عين حال لشكر حق با كمى نفرات و كمبود وسائل ظاهرى از پيروزيهاى چشمگيرى برخوردار ميشود كه نمونه هاى آن را در جنگهاى اسلامى بدر و احزاب و حنين و مانند آن و همچنين در عصر خود ما در انقلابهاى پيروزمند ملتهاى مستضعف در برابر ابرقدرتهاى مستكبر مشاهده ميكنيم . اين به خاطر آن است كه حاميان حق از نيروى معنوى خاصى برخوردارند كه از يك انسان يك امت ميسازد. در آيات فوق به سه عامل مهم پيروزى اشاره شد عواملى كه مسلمانان امروز غالبا از آن فاصله گرفته اند و به همين دليل شاهد شكستهاى پى در پى از دشمنان مستكبرند. اين سه عامل عبارتند از: ورود صادقانه و صميمانه در كارها، و ادامه اين برنامه تا پايان كار (رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق ). تكيه بر قدرت پروردگار و اعتماد به نفس و ترك هر گونه اتكاء و وابستگى ديگران (و اجعل لى من لدنك سلطانا نصيرا). و به اين ترتيب هيچ سياستى در مسير پيروزى مؤ ثرتر از صدق و راستى نيست و هيچ تكيه گاهى برتر از استقلال و نفى وابستگى و توكل بر خدا نمى باشد مسلمانان چگونه ميخواهند بر دشمنانى كه سرزمينهايشان را غصب كرده اند، و منابع حياتيشان را به غارت مى برند پيروز شوند، در حالى كه نظر نظامى و اقتصادى و سياسى وابسته به همانها هستند؟ آيا ميتوان با سلاحى كه از دشمن خريدارى مى كنيم بر دشمن پيروز شويم چه خيال خام و فكر باطلى ؟!.
د - حق پيروز است و باطل نابود است در آيات فوق به يك اصل كلى و اساسى ديگر و يك سنت جاودان الهى برخورد مى كنيم كه مايه دلگرمى همه پيروان حق است و آن اينكه سرانجام حق پيروز است و باطل به طور قطع نابود شدنى است ، باطل صولت و دولتى دارد، رعد و برقى ميزند، كر و فرى نشان ميدهد ولى عمرش كوتاه است ، و سرانجام به دره نيستى سقوط مى كند. و يا به گفته قرآن همچون كفهاى روى آب چشمكى ميزند، غوغائى ميكند و خاموش ميگردد، و آب كه مايه حيات است ميماند (فاما الزبد فيذهب جفاء و اما ما ينفع الناس فيمكث فى الارض ) (رعد - 18) دليل اين موضوع در باطن كلمه باطل نهفته شده ، زيرا چيزى است كه با قوانين عالم آفرينش هماهنگ نيست و سهمى از واقعيت و حقيقت ندارد. ساختگى است ، قلابى است ، بى ريشه است ، ميان تهى است ، و مسلما چيزى كه داراى اين صفات است نميتواند براى مدتى طولانى باقى بماند. اما حق عين واقعيت است توأ م با راستى و درستى و داراى عمق و ريشه و هماهنگ با قوانين خلقت است و چنين چيزى بايد باقى بماند!. پيروان حق متكى به سلاح ايمان ، منطق وفاى به عهد، صدق حديث ، فداكارى و گذشت ، و آمادگى براى جانبازى تا سر حد شهادتند، نور آگاهى قلبشان را روشن كرده ، از هيچ چيز جز الله نمى ترسند، و به غير او متكى نيستند، و همين است رمز پيروزى آنها!.
ه - آيه جاء الحق … و قيام مهدى (عليه السلام ) در بعضى از روايات جمله جاء الحق و زهق الباطل به قيام مهدى تفسير شده است هنگامى امام باقر (عليه السلام ) فرمود: مفهوم اين سخن الهى اين است كه : اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل : هنگامى كه امام قائم (عليه السلام ) قيام كند دولت باطل برچيده ميشود. <نورالثقلين جلد سوم صفحه 212 و 213> در روايت ديگرى ميخوانيم مهدى به هنگام تولد بر بازويش اين جمله نقش بسته بود: جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا <نورالثقلين جلد سوم صفحه 212 و 213> مسلما مفهوم اين احاديث انحصار معنى وسيع آيه به اين مصداق نيست بلكه قيام مهدى از روشنترين مصداقهاى آن است كه نتيجه اش پيروزى نهائى حق بر باطل در سراسر جهان مى باشد. در حالات پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ميخوانيم كه در روز فتح مكه وارد مسجد الحرام شد و 360 بت كه از قبائل عرب بر گرد خانه كعبه چيده شده بود هر يك را پس از ديگرى با عصاى خود سرنگون مى ساخت و پيوسته ميفرمود: جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا. كوتاه سخن اينكه اين قانون كلى الهى و ناموس تخلف ناپذير آفرينش در هر عصر و زمانى مصداقى دارد، و قيام پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و پيروزيش بر لشكر شرك و بت پرستى و همچنين قيام مهدى (عليه السلام ) ارواحنا له الفداء بر ستمگران و جباران جهان از چهره هاى روشن و تابناك اين قانون عمومى است . و همين قانون الهى است كه رهروان راه حق را در برابر مشكلات اميدوار و نيرومند و قوى و پر استقامت ميدارد و به ما در همه تلاشهاى اسلاميمان نشاط و نيرو مى بخشد.
این وبلاگ متعلق به گروه ختم قرآن طور سینا می باشد.هدف این گروه انس با قرآن کریم و تامل و تفکر و عمل به مفاهیم والای آن می باشد.